سندرم روده تحریکپذیر(IBS)
سندرم روده تحریکپذیر نوعی اختلال در عملکرد روده است که با درد مزمن در ناحیه شکم، احساس ناراحتی، و تغییرات در عادات رودهای، بدون هرگونه علت ارگانیک دیگری، مشخص میشود.
یک واقعهٔ استرسزا در زندگی و یا شروع بلوغ، میتواند بدون علت پزشکی دیگری، آغازگر آیبیاس باشد. حالتهای مختلفی از جمله عدم جذب فروکتوز، بیماری سلیاک،عفونتهای خفیف و عفونتهای انگلی مانند ژیاردیازیس،انواع بیماریهای التهابی روده،یبوست مزمن عملکردی،و دردهای عملکردی مزمن در ناحیه شکم ممکن است به صورت آیبیاس تظاهر کنند. در آیبیاس، آزمایشهای معمول بالینی هیچگونه اختلالی را نشان نمیدهند.
علیرغم آنکه علت دقیق آیبیاس مشخص نیست، رایجترین تئوری این است که آیبیاس از اختلال در تعامل میان مغز و دستگاه گوارش پدید میآید، اگرچه ممکن است نوعی اختلال در فلور رودهها و یا دستگاه ایمنی بدن نیز در ایجاد آن نقش داشته باشد. آیبیاس در اغلب بیماران منجر به شرایط خطرناک نمیشود اما بهخاطر عوارض جانبی همچون درد مزمن و خستگی، میتواند هزینههای درمانی بیمار را افزایش داده و باعث افزایش غیبت بیماران از محل کارشان شود. محققان گزارش کردهاند که شیوع بالای سندرم روده تحریکپذیر، میتواند باعث افزایش هزینههای اجتماعی گردد. این بیماری همچنین یک بیماری مزمن است که میتواند کیفیت زندگی بیمار را به طرز چشمگیری تحت تأثیر قرار دهد.
در طی دهههای قبل آیبیاس به مانند امروز شایع نبود، زیرا استفاده از آنتیبیوتیکهای قوی و داروهای دیگری که مخل رشد طبیعی، سلامت و تعادل باکتریهای روده هستند رواج امروزی را نداشت. پزشکان سنتی همچنان از گیاهان طبیعی غیرتهاجمی بجای آنتیبیوتیک برای درمان عفونتهای باکتریایی استفاده میکنند. داروهای پیشخوانی که در داروخانه عرضه میشوند میتوانند برای بدن، بسیار تهاجمی باشند. دههها قبل، در برداشت میوهها و سبزیجات تازه، از مواد شیمیایی اندکی استفاده میشد در حالی که امروزه تقریباً وسریعا تمام میوهها و سبزیجات موجود در فروشگاههای زنجیرهای، با چندین ماده شیمیایی آغشته شدهاند و گوشت گاو موجود در قفسهها از کشتزارهایی آمدهاست که در آن گاوها غذاهای حاوی مواد شیمیایی متعدد مصرف نمودهاند. رژیم غذایی امروز ما مملو از غذاهاییاست که مواد نگهدارنده فراوانی داشته و از ارزش غذایی کمی برخوردارند. در گذشته، غذاهایی که به طور معمول وارد بازار مواد غذایی میشدند خالی از مواد نگهدارنده بودند که به همین دلیل در اغلب موارد سریعاً فاسد میشدند. آن مواد، ارزش غذایی بالایی داشتند. از مدتها قبل، سندرم روده تحریکپذیر وجود داشته، لیکن بیشتر یک مشکل نادر روده نامنظم تلقی میشد.
علت سندرم رودهتحریکپذیر شناخته شده نیست،اما چندین فرضیه پیشنهاد شدهاست. عفونتهای حاد دستگاه گوارش خطر گسترش و توسعه آی بی اس را افزایش میدهد. عوامل دیگری که احتمال ابتلا به انواع این سندرم بهغیر از نوع بعد از عفونت را زیاد میکنند، جوانی، تب طولانی مدت، اضطراب و افسردگی میباشند. پیشنهادهای منتشر شده درسال ۱۹۹۰پیرامون علت بیماری، نقش «محور مغز - روده» را در این بیماری آشکار ساخت، مطالعهای با عنوان پاسخ محور مغز- روده به تنش و تحریک کولینرژیک در سندرم روده تحریکپذیر، که در مجله بالینی گوارش در سال ۱۹۹۳منتشر شدهاست. همچنین یک مطالعه منتشر شده در مجله گوارشی گات به سال ۱۹۹۷پیشنهاد کرده که آیبیاس بر اثر اختلال در عملکرد متقابل محور مغز - روده رخ میدهد. عوامل روانی نیز ممکن است در علتشناسی آیبیاس مهم باشند. رژیمهای غذایی سرشار از مواد محرک، دخانیات و ... در وقوع این سندروم موثرند.
تحقیقاتی در تأیید این موضوع که آیبیاس توسط برخی عفونتهای فعال کشف نشده ایجاد میشود، وجود دارد. اخیراً یک مطالعه نشان داد که آنتیبیوتیک ریفاکسیمین شرایط پایداری را برای تسکین بیماران مبتلا به آیبیاس فراهم میسازد. در حالی که برخی از پژوهشگران این موضوع را به عنوان مدرکی دال بر اینکه آیبیاس به عوامل کشف ناشده عفونی مرتبط است، تلقی میکنند، برخی دیگر معتقدند بیماران مبتلا به آیبیاس از رشد بیش از حد فلور رودهای رنج میبرند و آنتیبیوتیکها در کاهش همین رشد بیش از حد مؤثر هستند. محققان دیگر بر بیماریهای پروتوزوآیی تشخیص داده نشده، به عنوان علت آیبیاس متمرکز هستند. مخصوصاً که برخی از عفونتهای پروتوزوایی در بیشتر موارد در بیماران مبتلا به آیبیاس رخ میدهند.
هیچ تست آزمایشگاهی و یا تصویربرداری پزشکی خاصی که بتواند برای تشخیص آیبیاس بهکار گرفته شود، وجود ندارد. کنترل سندروم روده تحریکپذیر تشخیص آیبیاس در شرایطی مطرح میشود که علایمی مشابه علایم آیبیاس ایجاد میشود، سپس از روشی برای دستهبندی علائم بیمار پیروی میگردد. رد کردن عفونتهای انگلی ، عدم تحمل لاکتوز ، رشد بیش از حد باکتریها در روده کوچک و بیماری سلیاک برای تمام بیماران قبل از تشخیص آیبیاس پیشنهاد شدهاست. توصیه میشود که بیماران مبتلا به این بیماری که سن بیش از ۵۰سال دارند، تحت غربالگری با کولونبینی قرار گیرند.
علائم اولیه سندرم روده تحریکپذیر عبارتند از: درد یا احساس ناراحتی در ناحیه شکم همراه با اسهال و یبوستهای مکرر و نیز تغییر در عادات رودهای. همچنین ممکن است احساس ضرورت برای اجابت مزاج، احساس تخلیه ناقص یا زورپیچ، نفخ و گشادگی شکم نیز وجود داشته باشد. افراد مبتلا به آیبیاس اغلب بیش از دیگران دچار ریفلاکس معدهای مروی،[پ ۴۰] علائم مربوط به دستگاه تناسلی- ادراری، علائم روانی از قبیل افسردگی و اضطراب، فیبرومیالژیا، سندرم خستگی مزمن، سردرد و کمردرد میشوند.
اگرچه درمان قطعی برای آیبیاس وجود ندارد، میتوان از برخی درمانها برای تسکین علائم بهره گرفت، از جمله تنظیم وضعیت غذایی بیمار، برخی داروها و مداخلات روانپزشکی. همچنین آموزش دادن به بیمار و وجود یک رابطهٔ خوب میان پزشک و بیمار نیز حائز اهمیت است.
برخی افراد مبتلا به آیبیاس احتمالاً دچار عدم تحمل مواد غذایی هستند. در سال ۲۰۰۷شواهد کافی برای توصیه یک رژیم غذایی محدود وجود نداشت. بسیاری از تغییرات در رژیم غذایی بهبود علائم سندرم روده تحریکپذیر را در پی داشتهاند. تعدادی از این تغییرات، در برخی گروهها مؤثر بودهاند. برای نمونه عدم تحمل لاکتوز و سندرم رودهتحریکپذیر نشانههای مشابهی پس از آزمایش یک رژیم غذایی بدون لاکتوز داشتهاند. کاهش رژیم غذایی حاوی فروکتوز و فروکتان در بیماران با رژیم غذایی خاص علائم را در بیماران مبتلا به سوء جذب فروکتوز و سندرم روده تحریکپذیر را با موفقیت کاهش دادهاست. در حالیکه بسیاری از بیماران مبتلا به آیبیاس معتقدند دارای نوعی عدم تحمل غذایی هستند، تلاشهای آزمایشگاهی برای تبیین نقش حساسیتهای غذایی در آیبیاس ناامید کننده بودهاست.
شواهد قانع کنندهای وجود دارد که محلولهای حاوی فیبر مانند پسیلیوم ، در مبتلایان به آیبیاس عموماً مؤثر است. فیبرهای نامحلول مانند سبوس تأثیر در کاهش علائم آیبیاس نشان ندادهاند و در برخی افراد، فیبرهای نامحلول میتوانند باعث تشدید علائم شوند. فیبر ممکن است در کسانی که دچار یبوست شده باشند مفید باشد. در بیماران با آیبیاس نوع یبوست غالب مصرف روزانه ۲۰گرم فیبر محلول میتواند نشانههای کلی را کاهش دهد، اما درد را کاهش نمیدهد. در یک متا آنالیز نشان داده شد که فیبر محلول در بهبود علائم کلی آیبیاس مؤثر بوده اما هیچکدام از انواع فیبر درد را کاهش نمیدهند در مطالعات موفق روزانه ۱۰تا ۳۰گرم پسیلیوم استفاده شدهاست.
داروهایی که ممکن است در درمان آیبیاس بهکار روند، نرمکنندههای مدفوع و ملینها در نوع یبوست غالب و ضداسهالها مانند اوپیئویدها، کدئین، دیفنوکسیلات و لوپرامید در فرم اسهال غالب، با علایم خفیف، میباشند. داروهای مؤثر بر سروتونین (۵-HT) میتوانند به کاهش علائم در رودهها کمک کنند. سروتونین حرکات روده را افزایش میدهد، بنابراین آگونیست میتواند به فرم یبوست غالب آیبیاس کمک نماید درحالی که آنتاگونسیت میتواند باعث بهبودی فرم اسهال غالب آیبیاس شود.
برای بیمارانی که به درمان با رژیم غذایی حاوی فیبر پاسخ نمیدهند، مسهلهایی مانند گلیکولپلیاتیلن، سوربیتول و لاکتولوز میتوانند مؤثر باشند. لوبیپروستون، یک عامل دستگاه گوارش است که برای درمان یبوست مزمن ایدیوپاتیک و یبوست غالب آیبیاس مورد استفاده قرار میگیرد و بهخوبی توسط بزرگسالان و کهنسالان تحمل میشود ولی تا ژوئیه ۲۰۰۶دربارهٔ اثرات این دارو در کودکان تحقیقی صورت نگرفتهاست.
استفاده از داروهای ضداسپاسم آنتیکولینرژیک مانند هیوسین ان بوتیل بروماید یا دی سیکلومین ممکن است به بیماران، به ویژه کسانی که به اسهال دچارند کمک کند. یک متاآنالیز انجام شده توسط بنیاد همیاری کوکران نشان داد از هر ۶بیمار که با داروی ضداسپاسم معالجه شوند، ۱بیمار درمان خواهد شد.
شواهد قوی وجود دارد که دوزهای پایین داروهای ضدافسردگیسهحلقهای میتواند در درمان آیبیاس، به خصوص نوع اسهال غالب مؤثر باشد. شواهد اندکی از اثربخشی سایر داروهای ضدافسردگی مانند SSRIها وجود دارد البته برخی از این داروها مانند فلوکستین در درمان تعدادی از بیماران با آیبیاس نوع یبوست غالب مفید بودهاند. یک متاآنالیز آزمایشات کنترل شده تصادفی نشان داد که از هر سه بیماری که تحت معالجه با ضدافسردگیهای سهحلقهای قرار گرفتهاند یک نفر بهبود یافتهاست. یک مطالعه کنترل شده تصادفی جداگانه، نشان داد که ضدافسردگیهایسهحلقهای بهترین راه حل برای بیماران مبتلا به آیبیاس اسهال غالب هستند.
به نظر میرسد که ضدافسردگیهای مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)، به دلیل اثرات سروتونرژیک خود، برای کمک به مبتلایان آیبیاس، به ویژه بیماران یبوست غالب، مناسب باشند. مطالعات ابتدایی کراس اور یا متقاطع و همینطور کارآزماییهای کنترل شده تصادفی از این نقش داروهای مذکور، حمایت میکنند.
سیلیکات منیزیم آلومینیوم و آلورین میتوانند در درمان آیبیاس مؤثر باشند. شواهد متناقضی دربارهٔ تأثیرات مثبت داروهای ضدافسردگی بر آیبیاس وجود دارد. در حالی که برخی متاآنالیزها تأثیرات مثبت داروهای ضدافسردگی را تأیید میکنند، برخی دیگر این موضوع را رد مینمایند. مطالعات اخیر نشان میدهند که ریفاکسیمین میتواند به عنوان یک درمان مؤثر برای نفخ شکم استفاده شود. به دلیل نبودِ مدارک کافی برای اثبات منافع اوپیئویدها وهمچنین خطر بالقوه وابستگی جسمی و اعتیاد، دربارهٔ استفاده از آنها در درمان آیبیاس اختلاف نظر وجود دارد.
در شماری از بررسیها، درمان رفتارشناختی در بهبود علایم سودمند شناخته شدهاست. تمدد اعصاب (ریلکسیشن) نیز مؤثر یافت شدهاست جهت درمان سندرم روده ی تحریک پذیر سه رویکرد روانشناختی نسبتا متفاوت وجود دارد که شامل روان درمانی پویشی کوتاه مدت، هیپنوتراپی، و ترکیب متنوعی از درمان های شناختی و رفتاری می گردد. درمان های دارویی، برای علایم سندرم روده ی تحریک پذیر، تسکین های ناکافی فراهم نموده اند، درحالی که کارآزمایی های بالینی درمان های روانشناختی، بخصوص رفتار درمانی شناختی(CBT) ، بهبودی هایی را نشان داده اند. کارآزمایی های کنترل شده ی تصادفی، شواهد تجربی نیرومندی در حمایت از اثربخشی مداخلات شناختی بعنوان یک درمان کمکی در کنار درمان معمول طیف گسترده ای از مشکلات پزشکی فراهم نموده اند که می توان از این بین به بیماری های قلبی، فشار خون بالا، سرطان، سردردها، درد مزمن، کمردرد مزمن، سندرم خستگی مزمن، آرتریت روماتوئید، سندرم پیش از قاعدگی، و سندرم روده ی تحریک پذیر اشاره داشت.
با توجه به عدم نتیجه رضایتمندی از نتایج حاصله از درمانهای پزشکی، بیش از ۵۰٪مردم برای درمان سندرم روده تحریکپذیر به درمانهای مکمل روی آوردهاند.
پروبیوتیکها میتوانند در درمان سندرم رودهتحریکپذیر مفید باشند. مصرف روزانه حداقل ۱۰میلیون تا ۱۰۰میلیون باکتری برای دستیابی به نتایج بهتر توصیه شدهاست. برخی تحقیقات اثربخشی پروبیوتیکها در بهبود علائم آیبیاس را نشان دادهاند. هرچند تحقیقات بیشتری برای ارائه پیشنهادات شفاف دربارهٔ تأثیرات مفید پروبیوتیکها مورد نیاز است. در حال حاضر ماستهایی به نام ماست پروبیوتیک تولید میشود که میتواند در کاهش علائم آیبیاس مؤثر باشد. از مارس ۱۹۸۲محصولاتی با نام سینبیوتیک نیز وارد بازار شدهاند که حاوی پروبیوتیک و پربیوتیک میباشند. سینبیوتیکها در واقع ترکیبی از پروبیوتیک و پربیوتیک هستند و میتوانند در بهبود علائم آیبیاس بسیار مؤثر باشند. در ترکیب این محصولات علاوه بر باکتری، نوعی قند به نام فروکتواولیگوساکارید وجود دارد. یکی از علل ایجاد آیبیاس میتواند برهم خوردن بالانس باکتریها در روده باشد. محصولات سینبیوتیک پس از رسیدن به روده فعالیت خود را آغاز میکنند؛ باکتریها شروع به بازسازی فلور نرمال نموده و فروکتوالیگوساکارید نیز که مواد غذایی اختصاصی باکتریهای مفید روده است، شرایط رشد را برای باکتریهای مفید مهیا میکند. سینبیوتیکها نوع اسهالی آیبیاس را با بازسازی فلور نرمال و نوع یبوستی آیبیاس را با افزایش حرکات روده بهبود میبخشند.
کپسولهای پوشش دار روغن نعناع در آیبیاس در کودکان و بزرگسالان پیشنهاد شدهاست. شواهد خوبی از اثرات سودمند این کپسولها وجود دارد و توصیه میشود که نعناع در بیماران مبتلا به آیبیاس استفاده شود. به دلیل اینکه بیخطر بودن نعناع در دوران بارداری تاکنون ثابت نشده است، برای مصرف آن در زنان باردار احتیاط لازم است.
پس از چهار هفته معالجه بااین عصاره کاهش قابل توجهی در هر دو مقیاس درد شکمی و علائم آیبیاس نسبت به دارونما مشاهده شد.
شواهد محدودی برای اثربخشی راهحلهای دیگر گیاهی برای آیبیاس وجود دارد و با توجه به احتمال تداخل برخی از گیاهان با برخی داروها وجود دارد، بهتر است این تداخلات را شناخت.
یوگا ممکن است برای برخی از افراد مبتلا به آیبیاس مؤثر باشد.؛ طب سوزنی: ممکن است ارزش تجربه در برخی بیماران را داشته باشد، اما شواهدی که این کارایی را تأیید کنند ضعیف هستند. در یک متاآنالیز که توسط بنیاد همکاری کوکران صورت گرفت، نتیجه گرفته شد که مطالعات انجام شده از کیفیت پایینی برخوردار بوده و مشخص نمیکند که آیا طب سوزنی از دارونما تأثیر بیشتری دارد.
مهدی بکائیان
عضو هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی نیشابور



